تبليغاتX
بی نشان - من آلوده کجا و زیارت کربلا کجا؟- سفرنامه کربلا بخش اول
سلام بر مادر بی نشان و بر مولای بی نشان و بر دانشجوی بی نشان

اسفند ماه سال  1380 بود، دوم محرم. برای اولین بار رفته بودم مناطق عملیاتی جنوب؛ از همان اولین بار که وارد این سرزمین پاک شده بودم بدجوری هوای کربلا کرده بودم، آخه آنها برای آزادی کربلا به اینجا آمده بودند ولی کربلا برای زیارت آنها به اینجا آمده بود.............
نمی خواهم زیاد بنویسم ، اما هر قطعه از زمینش بوی قطعه ای از کربلا می داد و هر لحظه صحنه ای از کربلا در برابر دیدگانم اکران می شد.
از دوکوهه که تو را به خیمه گاه می برد و خود را در میان یاران ارباب بی کفن می یافتی ..
و در معراج شهدای شرهانی که در آن مقر تفحص بوی خدا می آمد و بر بالای ابدان پاک شهیدانش تا کنار آن ابدان بی سر می رفتی و اشک را از تو جدایی پذیری نبود .
و هر قطعه این خاک حکایتی داشت که چه بگویم که زبان قاصر است از نوشتن آن، از طلائیه که تو را به یاد تل زینبیه می انداخت و از فکه که خود گودال قتلگاه بود و شلمچه، و فتح المبین........
سال بعد دوباره در همان ایام راهی همان سرزمین شدم و عشق کربلا بیشتر در وجودم مشتعل می شد به ویژه آنگاه که وارد معراج شهدای لشگر 31 عاشورا در خرمشهر شدم و یک شب تا صبح در کنار شهیدان آرام گرفتم، عجب شبی بود و عجب ساعتی.


مداحمان یک قطعه شعری را می خواند که دائم آدمی را هوایی می کرد که مطلعش این بود:
از برای کربلا مرغ دلم پر می زنه         چی میشه منم سفر به کربلات کنم حسین
موقع برگشت بود، کنار یکی از اتوبوس ها ایستاده بودم و داشتم این شعر را برای خودم زمزمه می کردم و آرام آرام اشک می ریختم، یکی از بچه ها که مسئول اتوبوس بود، آمد و صدایم کرد و گفت:
آقای موسوی بچه ها می گویند اگر رفتی کربلا ما را از دعای خیرتان بی نصیب نگذارید.
حالم گرفته شد و بغض کردم،

آخر من آلوده کجا و زیارت کربلا کجا........

کربلا حرم امام حسین(ع)-آخر من آلوده کجا و زیارت کربلا کجا

کربلا - حرم امام حسین(ع) - ضریح شش گوشه

به قول شهید سید مرتضی آوینی: کربلا را تو مپندار که شهریست در مین شهرها و نامی است در میان نام ها، کربلا حرم حق است و هیچ کس را به جز یاران آخرالزمانی امام حسین(ع) به آن راه ندارد...

 

+ نگاشته شده در  دوشنبه 1387/04/31ساعت 8:20  توسط دانشجوی بی نشان  |